تهران ، میدان رسالت ، ابتدای خیابان سمنگان ، پلاک 570 _ تلفن: 77455812 -77806668

بی میلی جنسی

  • اختلالات هويت جنسی

    شیوع و همه گیر شناسی

    تقریبا اطلاعاتی در مورد شیوع اخلال هویت جنسی در بین کودکان ، نوجوانان و بزرگسالان در دست نیست. اکثر تخمین های شیوع بر تعداد کسانی است که در جستجوی جراحی برای تغییر جنس بر می آیند متکی است و به طوری که از تخمین ها بر می آید تعداد مبتلایان در جنس مذکر بیشتر است(کاپلانوسادوک،1927).

    تشخیص

    ملاک های تشخیصی DSM-IV-TR اختلال هویت جنسی

    A-    همانند سازی قوی و مستمر با جنس مقابل ( نه فقط میل مربوط به هرگونه مزایای فرهنگی تصور جنس مقابل بودن). در کودکان با 4 تا (یا بیشتر از خصوصیات زیر تظاهر می کند:

    1)      میل مکررا ابراز شده برای بودن یا اصرار بر این که او متعلق به جنس مقابل است.

    2)      در پسر ها ترجیح دادن لباس دخترانه یا تقلید ظاهر دخترانه، در دختر ها اصرار بر پوشیدن لباس های قالبی مردانه

    3)      ترجیح دادن مستمر و مبرم نقش های مقابل در بازی های وانمودی یا تخیلات مستمر جنس مقابل بودن

    4)      میل شدید به شرکت در بازی های کلیشه ای و تفریحات جنس مقابل.

    5)      ترجیح دادن مبرم هم بازی های جنس مقابل بودن

    در نوجوانان و بالغیتن اختلال با علاعمی نظیر میل ابراز شده برای جنس مقابل بودن، جا زدن مکرر خود به عنوان جنس مقابل، ممیل برای مدارا شدن و زیستن به عنوان جنس مقابل، یا اعتماد بر این که او احساسات و واکنش های تیپیک جنس مقابل را دارد.

    B-    احساس ناراحتی مستمر با جنس خود یا احساس نامتناسب بودن در نقش جنس خودی.

    در کودکان اختلال با هر یک از علائم زیر تظاهر می کند: در پسر ها قاطعیت بر این که احلیل یا بیزه ها چیزی نفرت آور است یا از بین خواهند رفت یا قاطعیت در مورد این که بهتر است شخص احلیل نداشته باشد، یا بیزاری نسبت به بازی های خشن پسرانه و رد اسباب بازی ها، بازی ها و فعالیت های کلیشه ای پسرانه. در دختر ها امتناع از ادرار کردن در حالت نشسته یا قاطعیت مبنی براین که تمایلی بر رشد پستان های خود یا شروع عادت ماهانه ندارند. یا بیزاری بارز نسبت به لباس معمول دخترانه.

    در نوجوانان و بزرگسالان  اختلال با علائمی نظیر اشتغال ذهنی با از بین بردن صفات اولیه و ثانوی جنسی ( مثل درخواست تجویز هرمون ها، جراحی یا سایر روش ههای تغییر فیزیکی مشخصات جنسی به منظور مشابهت با جنس مقابل) تتظاهر می کند.

    C-    اختلال همزمان با یک اختلال فیزیکی دو جنسی بودن نیست.

    D-    اختلال موجب ناراحتی قابل ملاحظه بالینی و تخریب در عملکرد اجتماعی، شغلی یا سایر زمینه های مهم می گردد.

    ویژگی های بالینی

    کودکان

    طبق DSM-IV-TR خصوصیت اساسی اختلال هویت جنسی وجود ناراحتی شدید و مستمر در کودک در مورد جنس معیین شده خود و میل شدشد یا اصرار بر متعلق بودن به جنس مقابل است.

    در منتهی الیه طیف اختلالات هویت جننسی کودکان پسر هایی قرار دارند که طبق معیار های فرهنگ خود دخترانه تر از هر دختری هستند و دختر هایی که مرد صفت تر از هر پسری هستند. دختران مبتلا به این اختلال معمولا همنشین های پسر دارند و علاقعه آزمندانه بر ورزش های خشن و بازی های بی نظم و ترتیب نشان می دهند، علاقه ای به عروسک و بازی خانه نشان نمی دهند ( مگر در آن نقش پدر یا فرد مذکر دیگری را به عهده بگیرند) ندرتا دختر مبتلا به این اختلال از ادرار کردن در حالت نشسته امتناع کرده و ادعا می کند که آلت مردانه دارد و یا پیدا خواهد کرد و تمایلی به داشتن پستان و قاعده شدن نشان نمی دهد و قاطعانه اظهار می کند که وقتی بزرگ شد مرد خواهد شد ( نه فقط از نظر نقش) ( کاپلانوسادوک،1927).

    پسر های مبتلا به این اختلال با فعالیت های دخترانه اشتغال ذهنی پیدا می کنند. ممکن است تشخیص دهند که لباس دخترانه یا زنانه بپوشند یا اگر لباس زنانه موجود نباشد از سایر مواد چنین لباس هایی بسازند. این پسر ها میل شدیدی برای شرککت در بازی ها و وقت گذرانی های دخترانه دارند. عروسک های ماده اسباب بازی مورد علاقه آنها است و همبازی های مورد علاقه آنها را نیز دختر ها تشکیل می دهند، در بازی خانه چنین پسرانی نقش زن ها را انتخاب می کنند، عدا و اطوار و اعمال آنها طبق معیار های فرهنگی خاص دخترانه طلقی می شود و معمولا چنین پسر هایی در گروه های همتا مورد اذیت و آزار قرار گرفته یا ترد می شوند در حالی که تا سن بلوغ همین جریان در مجمتع دختر ها نیز روی می دهد . پسر های مبتلا به این اختلال ممکن است اظهار کنند که تبدیل به زن خواهند شد ( نه فقط از نظر نقش)، در موارد نادر پسری با این اختلال مدعی می گردد که آلت تناسلی و بیضه های او در حال تغییر شکل است یا از بین خواهد رفت و یا بهتر است که شخص آلت مردانه نداشته باشد. بعضی از کودکان به خاطر تمسخر سایر بچه ها  و فشار مدرسه برای ملبس شدن به لباس کلیشه ای جنس معین شده آنها از رفتن به مدرسه خود داری می کنند. اکثر کودکان مبتلا احساس ناراحتی به دلیل و جود این اختلال را تکذیب می کنند به استثنا این که این وضعیت بین آنها و انتظارات خانواده تعارض به وجود می آورد.( کاپلان و سادوک،1927)

    نوجوان ها و بزرگسالان

    در نوجوانان و بزرگسالان نیز علائم و نشانه های مشابهی وجود دارد نوجوان ها و افراد بالغ مبتلا به این اختلال آرزوی جنس مقابل بودن را آشکارا ابراز می کنند. فراوان سعی می کنند که به عنوان عضو جنس مقابل پذیرفته شوند و آرزو می کنند که مثل فردی متعلق به جنس مقابل زندگی کنند و مورد مدارا قرار بگیرند. به علاوه سعی می کنند که ویژگی های جنس ممقابل را کسب کنند. ممکن است معتقد باشند که با جنس عوضی متولد شده اند و عبارات مشخصی در این ردیف بیان کنند " احساس می کنم که زنی هستم که در جسم مردانه گرفتار شده ام" یا برعکس این نوجوانان یا بزرگسالان غالبا در خواسته اقدامات طبی و اعمال جراحی برای تغییر دادن ظاهر جسمی خود دارند. شخص ترانس سکسوال اشتغال ذهنی مستمر با از بین بردن صفات اولیه و ثانوی خود و کسب صفات جنسی جنس مقابل دارد.  میل به ملبس شدن و زندگی کردن به صورت عضوی از جنس مقابل همیشه وجود دارد. ترانس سکسوال های بالغ معمولا از ملبس شدن به لباس جنس منصوب شده اظهار ناراحتی کرده و لباس جنس مقابل را می پوشند. این افراد در فعالییت های مربوط به جنس مقابل در گیر می شوند، دستگاه تناسلی آنها برای خودشان نفرت آور است، این میل ممکن است بر تمام امیال شخص غلبه کند. (کاپلان و سادوک،1927)

    سبب شناسی

          عوامل زیست شناختی

    چنین اختلال عمیقی از کجا نشات می گیرد ؟ چه نوع روی داد هایی باید دست به دست هم دهند تا این که دختری که از لحاظ جسمی وضعیت عادی دارد احساس کند که واقعا یک پسر است و یا این که پسری احساس نماید که دختر است. ما گمان می کنیم که بخش اعظم هویت جنسی هم به هنجار و هم ترانس سکسوال از یک فرایند هرمونی مفروض ناشی می شود که در جریان ماه های دوم تا چهارم بارداری روی می دهد (سلیگمن،والکر و روزنهان،1389)

    ما بحس خود را با ارائه تفصیری مختصر در این مورد آغاز می کنیم که یک جنین چگونه تبدیل به یک جنین مذکر یا مونث بهنجار می شود. جنین به صورت بالاقوه این امکان را دارد که اندام های داخلی هر کدام از این دو جنس را ایجاد نماید تا 8 هفته پس از لقاح هر جنینی از اندام های جنسی ( غده های جنسی) تفکیک ناپذیری بر خوردار است. که می توانند تبدیل به بیضه و یا تخمدان شوند. جنین خود به خود تبدیل به مونث می شود مگر این که مرحله اساسی بعدی یعنی ترشح هرمون مذکر کننده ( آندروژن ها) روی دهد . هنگامی که این هرمون  ها ترشح می شوند اندام های داخلی مذکر هم رشد می کنند و اندام های بیرونی مذکر نیز شکل می گیرد، تمام این مراحل تقریبا در پایان 3 ماهه نخست بار داری روی می دهد.

    سطح هرمون های مذکر کننده در این مرحله نه تنها اندام های جنسی بلکه هویت جنسی را نیز تعیین می کند. هرمون های مذکر کننده، هویت جنسی مردانه را اایجاد می کند و چنان چه میزان این هرمون ها نا کافی باشد هویت جنسی زنانه شکل می گیرد. بنا براین بر طبق این نظریه هویت جنسی در جنین وجود دارد.

    در این نظریه میزان زیادی از هرمون های مذکر کننده، در جنینی که به لحاظ کروموزومی مذکر (XY) است، هم باعث شکل گیری اندام های جنسی مردانه و هم هویت جنسی مردانه می شود، اما هویت جنسی زنانه-ترانس سکسوال مرد به زن- می گردد. و برعکس، در جنینی که به لحاظ کروموزومی مونث (XX) است، ترشح ناکافی هرمون های مردانه باعث شکل گیری اندام های جنسی زنانه و هویت جنسی مونث می گردد، اما چنان چه ترشح هرمونهای مذکر کننده زیاد باشد اندام های جنسی مونث کننده شکل می گیرد اما هویت جنسی مردانه ایجاد می شود. ترانس سکسوال زن به مرد (سلیگمن،والکر و روزنهان،1389)

     

     

          عوامل روانی- اجتماعی

    کودکان هماهنگ با جنسی که با آن پرورش می یابند،هویت جنسی پیدا می کند. از پسر ها انتظار نمی رود که دختر صفت بار آیند و از دختر ها انتظار پسر واری نمی رود. بازی های پسرانه ( مثل دزد و داروغه) و بازی های دخترانه ( مثل عروسک و خانه عروسکی) وجود دارد. این نقش ها آموخته می شود هر چند برخی از محققین معتقدند که بعضی از پسر ها مزاجا ضریف و حساس هستند و بعضی از دختر ها پرخاش گر تر و پر انرژی تر، صفاتی که به طور کلیشه ای در فرهنگ ها به ترتیب به زنانه گی و مردانگی تعبیر می شود. فروید معتقد بود که مسائل هویت جنسی از تعارض هایی که کودک در مثلث ادیپال تجربه می کند ناشی می گردد. این تعارض ها را رخداد های طبیعی خانواده و تخیلات کودک تقویت می کند. هر چیزی که در محبت طفل نسبت به والد جنس ممقابل و همانند سازی با والد جنس خودی تداخل نماید با رشد طیبعب هویت جنسی او تداخل خواهد نمود. کیفیت رابطه مادر کودک در سال های اولیه زندگی اهمیت فوق العاده ای در برقراری هویت جنسی دارد. ضمن این سالها مادر احساس غرور نسبت به جنس خود را در کودک بیدار می کند کودک به عنوان پسر یا دختری کوچک ارزش داده می شود، مادر خشن و بی ارزش کننده می تواند در رشد هویت جنسی کودک اختلال ایجاد کند در عین حال فرایند جدایی تفرد در جریان است وقتی این مسائل با مشکلات جدایی تفرد همراه گردد نتیجه ممکن است این باشد که از تمایلات جنسی برای باقی ماندن در رابطه استفاده شود، که چنین پدیده ای مشخص خواهد بود با تغییر موضع بین صمیمیت کودکانه و ناشی از درماندگی و فاصله گرفتن خصمانه و بی ارزش کننده. برخی از کودکان با این پیام مواجه می گردند که اگر هویت جنسی، جنس مقابل را بپذیرند مطلوب تر خواهد بود. کودکان آزار دیده و مترود ممکن است طبق این باور رفتار کنند که اگر متعلق به جنس مقابل باشند مدارای بهتری با آنان خواهد شد. مسائل هویت جنسی ممکن اسن در نتیجه مرگ، غیبت طولاانی یا افسردگی مادر نماد که پسر بچه کوچک ممکن است با همانند سازی کامل به او واکنش نشان دهد. یعنی تبدیل به مادر شدن به منظور جایگزینی او پدید آید، نقش پدر در این سال های اولیه حائز اهمیت است. وجود او به طور طبیعی به فرایند جدایی- تفرد کمک می کند. فقدان پدر نماد باقی ماندن مادر و کودک را در پیوندی نزدیک دچار مخاطره می سازد.

    برای دختر بچه پدر نمونه شیئ محبوب آتی است، برای پسر بچه پدر الگویی برای همانند سازی مردانه است (کاپلانوسادوک،1927).

    درمان

    مطالب این بخش از کتاب اختلال هویت جنسی تالیف رئیسی و ناصحی برداشت شده است.

    الف-درمان کودکان

    1-      رفتار درمانی

    این روش برای اولین بار در پسر های مبتلا به کار گرفته شد. بر طبق نگرش رفتاری، کودکان رفتار های مطابق با جنس را یاد می گیرند و این رفتار ها لااقل در آغاز می تواند به وسیله تشویق یا عدم تشویق دیگران شکل داده شود. طبق این الگو، درمان شامل دادن پاداش به رفتار های متناسب با جنس و ندادن پاداش (و گاهی تنبیه) به رفتارهای نامتناسب با جنس است.

    اهداف مورد مداخله شاممل طیفی از رفتار های جنسیت مقابل نظیر انتخاب اسباب بازی ها، نقش بازی و ادا و اصول هاست.

    در این روش درمانی تمرکزی بر روی عبارات کلامی یا تخیلات کودک در مورد خواسته اش برای بودن در جنس مقابل وجود ندارد.

    یکی از روش های رفتار درمانی توسط رکر(1974) و همکارانش به کار گرفته شده است که به آن توجه اجتماعی یا تقویت اجتماعی می گویند. این درمان روی رفتار های کودک در زمان بازی تمرکز دارد.درمانگر ابتدا سنجش پایه ای در مورد ترجیح بازی های کودک انجام می دهد( مثل ترجیح نوع اسباب بازی) سپس یکی از والدین یا درمان گر به اتاق بازی کودک وارد می شود. او باید در بازهای منطبق با جنسیت کودک مداخله کند ( با نگاه کردن به کودک، لبخند زدن به او و ستایش های کلامی ) ولی توجهی به بازی های منطبق با جنس مقابل نداشته باشد (مثلا وانمود به مطالعه کردن) این پاسخ بزرگ سالان سبب بروز تغییرات مشخصی در رفتار بازی کودک می شود. این درمان دو محدودیت عمده دارد: اول آنکه لااقل بعضی از کودکان گروه مورد مطالعه در غیاب بزرگ سالان یا در محیط های دیگر بازی های مربوط به جنس مقابل را انجام خواهند داد و دوم این که اصلاح رفتار بازی کودک تعمیم اندکی به سایر رفتار های جنس مقابل وی دارد.

    رفتار رفتاری دیگر صرفه جویی پته ای است در این روش در صورت انجام دادن رفتار مطابق با جنس کالا برگ هایی به کودک داده می شود و در ازای تعداد معینی کالا برگ پاداشی به کودک داده خواهد شد. البته ممکن است مشکلات مشابهی در این روش درمانی نیز ممشاهده شود در وجموع وجود مشکلات فوق سبب شده که رفتار گرایان به دنبال روش های درمانی دیگری باشنند. از جمله آنها می توان به روش های خود تنظیمی اشاره کرد که در آن کودک خودش را هنگامی که رفتار متناسب با جنس انجام می دهد تقویت می کند. امتیاز عمده در این روش حذف کردن تقویت خارجی است. که در بسیاری از شرایط ممکن است وجود نداشته باشد. همچنین این روش قابل تعمیم به رفتار های دیگر و شرایط متفاوت است. این روش با استفاده از وسایلی از جمله نوعی مچ بند قابل انجام دادن است.

    2-      شناخت درمانی

    این روش بر حسب سنجش سطح شناختی کودک انجام می شود. یکی از کارهایی که درمانگر انجام می دهد این است که کودک را با طرز راه رفتن، دویدن، بازی کردن و سایر رفتار های مطابق با جنس خود آشنا کند. همچنین گاهی ممکن است کودک معتقد باشد که والدین او کودکی از جنس مقابل می خواستند. بنابر این والدین و درمان گر باید این پیام را به کودک بدهند که آنها از داشتن کودکی در جنس او خوشحالند و خواستار او بوده اند.

    3-روان درمانی تحلیلی

    کودک پسر

    یکی از فرضیات در مورد بروز اختلال هویت جنسی پسر بچه ها اضطراب جدایی است. بر این اساس هدف درمان کنار آمدن با اضطراب جدایی است. که فرض می شود سبب کاهش رفتار جنس مقابل می شود. اضطراب جدایی می تواند به علت فقدان حضور مادر یا هر نوع گسیختگی شدید و انحراف در رابطه ی مادر کودک به وجود آمده باشد.

    روش دیگر درمانی بر اساس این فرضیه است که بروز رفتار های دخترانه در کودک پسر ناشی از وابستگی شدید او به مادر است بنا بر اینن طی درمان کمک به تفرد کودک از مادر می شود.

    استالر نوعی روش درمانی پیشنهاد کرده که بعدا توسط گرین و همکارانش پیشرفت داده شده است. این روش 4 هدف دارد.

    1-      ایجاد رابطه ای توام با اعتماد و عاطفه، بین پسری بیمار و درمانگر مرد.

    2-      بالا بردن میزان نگرانی والدین در مورد رفتار دخترانه در پسر ها.

    3-      حساس کردن والدین به نحوی ارتباطات خود از جممله تغییر نزدیکی بیش از حد مادر- پسر باید توجه کرد که این تغییر ممکن است سبب بروز افسردگی در مادر شود و گاه با کار شکنی مادر مواجه خواهیم شد. بنابراین لازم است در باره ارزش تغییری که برای خود مادر ایجاد می شود صحبت کرد.

    4-      افزایش ارتباط پدر و کودک پسر . در بسیاری از موارد نیاز تجربه رابطه پدر فرزندی را باید برای پدر ها تاکید کرد. از جمله این که فعالییت ها و بازی های غیر قهرمانی می توانند بسیار مفرح باشند. همچنین به کار گرفتن فرزند از جانب پدر تصویر بهتری از آنچه پدر هست برای پسر بچه فراهم می کند در واقع رابطه مثبت پدر فرزندی باید باید ایجاد شود که این هم برای پدر و هم برای پسر مفید است.

    کودک دختر

    اطلاعات زیادی در مورد روان درمانی دختر بچه ها در دست نیست. به نظر می رسد که روان درمانی دختر ها با موفقیت کمتری در مقایسه با روان درمانی پسر ها همراه بوده است.

    جنس درمانگر

    در روان درمانی تحلیلی عده ای معتقد اند که چون کودک مبتلا به اختلال هویت جنسی باید با هم جنس همانند سازی کند بنابراین درمانگر هم جنس (درمانگر مرد برای کودک پسر مناسب تر است).

    درگیر کردن والدین در درمان کودک

    هر چند به این مسئله در روش های درمانی فوق اشاره شده است ولی به دلیل اهمیت آن مجددا توضیح داده می شود. بر اساس دو منطق مشارکت والدین در درمان کودکان مبتلا به اختلال هویت جنسی پیشنهاد می شود:

    اول این که ممکن است والدین در ایجاد یا حفظ این اختلال نقش داشته باشند.

    دوم این که تماس های منظم والدین با درمانگر، سبب پیگیری دقیق تر بیمار و پیش افتادن برخی از اهداف درمانی می شود. برای مثال، والدین نباید به کودک اجازه دهند که لباس جنس مقابل را بپوشد یا اینکه نباید رفتار های جنس مقابل را در او تشویق کنند. همچنین روابط با همتا های همجنس را تشویق کرده و او را برای درگیر شدن در فعالییت های متناسب با جنس کمک کنند. نکته مهم دیگر این است که والدین به کودک خود بگویند او را متناسب با جنسش، ارزش گذاری کرده اند.

    برای مثال، به کودک پسر بگویند که آنها دوست دارند که یک پسر داشته باشند. بنابراین تمامی رفتار های پسرانه او برایشان ارزش مند است.

    البته توجه به این نکته لازم است که گاهی محدود کردن بچه ها توسط والدین سبب ایجاد مقاومت قابل ملاحضه و تلاش بیشتر برای آزمودن رفتار نا متناسب با جنس توسط کودک می شود و گاه ممکن است سبب مخفی نگه داشتن رفتار شود. لذا نظارت درمانگر الزامی است.

    درمان طبی کودکان

    همچ درمان هرمونی یا دارویی برای اختلال هویت جنسی دوران کودکی تائید نشده است.

    ب- درمان نوجوانان

    درمان بیماران نوجوان به دلیل هم زمانی با بحران طبیعی هویت مشکل است به علاوه آنها به ندرت انگیزه قوی برای تغییر نقش های قالبی جنس مقابل را دارند. همچنین نوجوانان مبتلا به اختلال هویت جنسی به علت بروز احساسات هم جنس گرایانه ممکن است تجربه ای از تعارضات جدید داشته باشد. که این میتواند منشا ایجاد اضطراب در او خانواده اش باشد. لذا باید از نوجوان بیمار بخواهیم که در مورد این احساسات خود صحبت کند. همچنین مداخله خانوادگی با هدف ایجاد ثبات در خانواده و فراهم کردن محیطی حمایتی برای نوجوان توصیه می شود.

    ج- درمان بزرگسالان

    باید یاد آور شد که اگر هدف از روان درمانی درمان قطعی اختلال است به ندرت موفقیتت آمیز است. چرا که اکثر مبتلایان نظریات و ارزش های ثابتی دارند و نمی خواهند آنها را تغییر دهند. ولی روان درمانی این بیماران با این هدف انجام می شود که نحوی مدارا با مشکل را به آنها بیاموزند. درمانگر معمولا به بیمار کمک می کند تا با هویت جنسی مطلوبش راحت باشد. با این نگرش غالبا افسردگی و اضطراب بیمار نیز کاهش می یابد. در میان انواع روان درمانی ها روش های شناختی رفتاری، حمایتی و گروه درمانی نتایج مثبت بیشتری داشته اند.

    برای بسیاری از مبتلایان به اختلال هویت جنسی بسیار مفید است که در گروهی متشکل از افرادی با مشکلات مشابه خود قرار گیرند. چرا که آنها اغلب خود را تنها می دانند ولی در گروه احساس پیوستگی درون گروهی کرده و احساسات ناخوش آیندی نظیر اضطراب و افسردگی در آنها کاهش می یابد.

    گزارش هایی در مورد تاثیر روان کاوی در مورد اختلال هوویت جنسی موجود نیست.

    جراحی برای تغییر جنسیت

    درمان جراحی قطعی است و چون بازگشتی ندارد موازین دقیقی برای رعایت قبل از اقدام به جراحی معیین گردیدم است.  که شامل مرحله ی آزمون زندگی واقعی است. در طی مدت انجام دادن این آزمون از بیماران درخواست می شود که برای مدت 1 تا 2 سال به طور تمام وقت در نقش جنس مقابل زندگی کنند. یعنی هم در محیط کار و هم در محیط تحصیل در نقش جنس مقابل باشد. برای بعضی از ترانس سکسوال ها آزمون زندگی واقعی ممکن است عاملی برای تغییر دادن عقیده باشد. چون برقراری ارتباط با دوستان همکاران و معشوق یا معشوقه در آن نقش دشوار می گردد. این آزمون با 3 هدف اصلی انجام می شود.

    اول ارزیابی ثبات روان شناختی بیمار در صورت توانایی برقراری و ثبات در روابط روابط بینن فردی و شغلی انتباق پس از جراحی بهتر خواهد بود.

    دوم این که در طی ان دوره بیمار با مشگکلات ذاتی مربوط با جنس مقابل به طور دقیق آشنا شده.

    و بالاخره درمانگر می تواند، توانایی عملکرد کلی بیمار در اجتماع به عنوان عضوی از جنس مقابل را ارزیابی کند.

    علاوه بر هدف های فوق این آزمون به تشخیص گذاری اختلال هویت جنسی از ملال جنسی نیز کمک می کند.

    پیشنهاد شده است که این آزمون باید با احتیاط انجام شود، چرا که گاه برگشت به نقش جنسی اصلی مشکل است.

    حمایت های روانی اجتماعی در طی آزمون زندگی واقعی طی این دوره بیمار به صورتی آشکار آرزوی خود را برای تعلق به جنس مقابل را به اعضای خانواده و دوستان نشان می دهد این مسئله سبب بروز اضطراب در بیمار شده و ترس از ترد شدن در بسیاری از موارد وجود دارد. در عمل نیز افشای این مسئله گاه می تواند بسیار آسیب رسان باشد. به ویژه اگر فرد مبتلا متاهل و صاحب فرزند نیز باشد. به این جهت مشاوره زناشویی و خانوادگی نیز توصیه می شود.

    جای شگفتی نیست که درخواست بیمار برای متعلق بودن به جنس مقابل بودن فشار زیادی به اعضای خانواده تحمیل کند. ولی اگر اعضای خانواده بیمار بودن وی را پذیرفته و او را در خواسته اش حمایت کنند، بسیار مفید خواهد بود.

    در صورتی که فرد مبتلا مایل به ادامه شغل قبلی خود باشد بروز مشکلات در محل کار او قابل پیش بینی است و لذا جلسات توجیحی برای همکاران وی نیز پیشنهاد می شود.

    چنان که فرد پس از این مدت همچنان خواهان انجام عمل بود احتمالا ریسک های روان شناختی عمل کاهش پیدا می کند. آنهایی که نشانه های اسکیزوفرنیک و هزیانی دارند و یا از سایر اختلالات هیجانی رنج می برند نباید تحت این عمل قرار گیرند.

    تغییرات جسمی یک پیش نیاز برای عمل جراحی تعیین جنسیت مجدد هستند. مرد های بیولوژیک از استروژن و زن های بیولوژیک از تستسترون استفاده می کنند . بیمارانی که استروژن مصرف می کنند، بر اساس احساس آرامش دفعات کمتر نعوظ و تظاهرات معدود تر انگیزه جنسی نسبت به قبل درمان با هورمون رضایت روان شناختی گزارش می کنند. پس از چند ماه انحاهای بدن گود تر می گردد. بزرگی محدود اما راضی کننده ای در پستان ظاهر می شود و حجم بیضه ها کاهش می یابد. کیفیت صدا تغییر نمی یابد این بیماران نیاز دارند که از نظر فشار خون، هیپرگلیسمی، اختلال کبدی و پدیده های ترومبوامبولیکتحت مراقبت قرار گیرند. (سلیگمن،والکر و روزنهان،1389)

    الکترو لیزر به منظور برداشتن موهای صورت و عمل جراحی به منظور تبدیل آلت مردانه به مهبل است. از آنجایی که پوست آلت تناسلی جهت آستر کردن مهبل مورد استفاده قرار می گیرد – در صورت موفقیت آمیز بودن عمل- آمیزش جنسی برای فرد لذت بخش خواهد بود. (کاپلان و سادوک،1927)

    زنهایی که آندروژن مصرف می کنند به سرعت متوجه افزایش انگیزه جنسی، بزرگ شدن و سوزش ناحیه کلیتوریس و پس از چند ماه قطع قاعدگی و خشونت صدای خود می گردند. اگر اقدام به وزنه برداری شود به زودی افزایش حججم عظلات مشاهده می شود. بسته به نحوی توزیع قبلی مو ها بیماران ممکن است افزایش متوسط در مقدار و میزان زبری موهای بدن پیدا کنند. در بعضی طاسی ناحیه ی پیشانی پدید می آید. پدیده های ترومبوامبولیک، اختلال کار کبد و افزایش کلسترول و تری گلیسید ها امکان پذیر است. (کاپلان و سادوک،1927)

    عمل جراحی جهت برداشتن سینه ها، تخمدانها و به ندرت برای ایجاد آلت مردانه انجام می شود.

    قابلیت رسیدن به ارگاسم همیشه حفظ می شود اما آلتی که ایجاد می شود قادر به نعوظ نیست و فرد باید از آلت مصنوعی برای آمیزش استفاده کند.(سلیگمن،والکر و روزنهان،1389)

    تغییرات بیولوژیکی هم با تغییرات اجتماعی ، شغلی، خانوادگی و تغییر ویژگی های ثانویه جسمی در تلاش برای تقویت وضعیت جنسیتی جدید حمایت می شود. (سلیگمن،والکر و روزنهان،1389)

    اختلالات دو جنسی

    این بخش برگرفته از کتاب خلاصه روانپزشکیکاپلان و سادوک،1927 می باشد.

    تعریف:

    اختلالات دو جنسی شامل انواعی از سندروم ها هستند که افرادی با جنبه های تشریحی و فیزیولوژیکی جنس مقابل به وجود می آورند.

    ملاک های تشخیصیDSM-IV-TR:

    این طبقه برای گروهی از اختلالت هویت جنسی است. که .واجد ملاک های اختلالات هویت جنسی ویژه نمی باشند. نمونه های آن عبارتند از:

    (1)   اختلالات دو جنسیتی (مثل سندروم عدم حساسیت آندروژنی یا هیپرپلازی مادر زادی آدرنال) همراه با ملال جنسیتی

    (2)   رفتار مبدل پوشی وابسته به استرس موقتی.

    (3)   اشتغال ذهنی دائم با اختگی یا قطع احلیل بدون میل به کسب خصوصیات جنسی جنس مقابل.

    (4)   درمان اختلالات دو جنسیتی

    (5)   چون اختلالات دو جنسی یا دو جنسیتی در زمان تولد وجود دارد در مان باید به موقع انجام گیرد و برخی پزشکان معتقدند که این حالات فورییت های طبی واقعی هستند. چون ظاهر آلت تناسلی در اختلالات مختلف غالبا مبهم است در مورد انتثاب جنسی (پسر یا دختر)، نحوی بزرگ کردن طفل لازم است تصمیم گرفته شود.

    (6)   انتساب هر چه سریع تر باید مورد توافق قرار گیرد تا همه ی خانواده با شیوه ی ثابت و راححت با کود برخورد نمایند. وقتی برای به هنجار سازی آلت تناسلی جراحی ضروری باشد بهتر است قبل از 3 سالگی انجام گیرد. انتساب کودک به جنس مونث آسان تر از انتساب او به جنس مذکر است چون اعمال جراحی تناسلی مرد به زن به مراتب پیشرفته تر از اعمال جراحی تناسلی زن به مرد است.

    (7)   بیماران دو جنسیتی به دلیل تاثیر عوامل زیست شناختی و سر در گمی خانواده در موارد جنس واقعی ممکن است به مسائل هویت جنسی مبتلا گردند. وقتی اختلالات دو جنسیتی کشف می گردد، هیئتی مرکب از افراد متبحر طب اطفال جنسی را که کوک باید با آن بزرگ شود بر اساس معاینه بالینی بررسی های ارولوژیک، فوتی مخاط دهان، تحلیل های کروموزمی و ارزیابی میل والدین تعیین می کنند.

    (8)   بالاخره تعیین این که مداخله ی جراحی صورت بگیرد یا خیر تابع تصمیم والدین است.

     

  • بی میلی جنسی

    بی میلی جنسی از کجا می آید؟
    چنانچه ازدواج تحمیلی باشد بی میلی جنسی ناشی از نداشتن علاقه است و برای این موضوع از نگاه طب سنتی کاری نمی توان انجام داد. اگر ازدواج تحمیلی نباشد ممکن است بی میلی جنسی در یکی از طرفین یا در هر دو طرف وجود داشته باشد. گاهی اوقات میل جنسی وجود دارد ولی مقدار آن کم است و یا همسران در فواصل تمایل برای رابطه زناشویی، با یکدیگر تفاهم ندارند.
    بی میلی جنسی بیشتر در خانم ها دیده می شود و برای درمان آن اول باید یک شرح حال خوب از بیمار گرفت و در صورتی که مسائل روانی وجود نداشته باشد باید مسائل جسمی را بررسی کرد. دلیل بی میلی جنسی از نگاه طب سنتی به طور کلی سوء مزاج در بدن است و مزاج سرد می تواند باعث بی میلی جنسی شود. تجمع اخلاط زائد و سرد در بدن یکی از عوامل اصلی بی میلی جنسی است.
    درمان بی میلی جنسی با خوردنی های مفید
    تشخیص علت به وجود آمدن بی میلی جنسی با پزشک طب سنتی است، چنانچه بی میلی ناشی از سردمزاجی باشد، استفاده از غذاهایی که طبع گرم دارند مفید خواهد بود. برای مثال استفاده از مغز فندق، پسته، گردو، بادام، چلغوزه (تخم صنوبر) و میوه هایی مثل موز، آناناس، انگور و انجیر می تواند در رفع بی میلی جنسی مفید باشد.
    مصرف سبزی هایی چون تره، پیاز و شاهی به این دسته از افراد توصیه می شود. استفاده از گوشت گوسفند، میگو، زنجبیل، مربای شقاقل، شلغم، هویج زرد ایرانی (زردک)، نخود و لوبیا (به ویژه نخود) برای رفع بی میلی ناشی از سردی مزاج توصیه می شود. خوردن تخم مرغ عسلی به صورتی که سفیده آن کاملا پخته و زرده به حالت نیم بند باشد نیز برای این مشکل مفید است.
    مزاج ها و رابطه جنسی
    به طور کلی افرادی که مزاج گرم به ویژه مزاج گرم و تر دارند تمایل بیشتری برای انجام رابطه جنسی دارند در حالی که افرادی که مزاج آنها سرد به ویژه سرد و خشک است نیاز کمتری به رابطه جنسی دارند. اگر دو نفر که با یکدیگر ازدواج می کنند از نظر مزاج اختلاف زیادی داشته باشند به مشکل برمی خورند و باید با یکسری تدابیر بین این دو زوج تعادل برقرار کرد. اگر بی میلی جنسی یا کم بودن تمایل برای رابطه جنسی، غیرطبیعی و به دلیل سوء مزاج باشد باید درمان صورت بگیرد.

  • پاسخ به 10 سوال رایج درباره زودانزالی- قسمت دوم

    سوال چهارم: من خیلی مرد بدشانسی هستم که زودانزالم. درست است؟

    مطالعات مختلف در جوامع مختلف آمارهای مختلفی ارائه کرده اند. از 5 درصد تا 65 درصد مردان در دوره ای از زندگی شان زود انزالی را تجربه می کنند. متوسطش را اگر بگیریم، یعنی حدود 30 درصد آقایان نیاز پیدا می کنند به مداخله برای یاد دادن مهارت کنترل انزال. حالا شما خودتان تصمیم بگیرید که جزو این 30 درصد بودن را برای خودتان بدشانسی در نظر بگیرید یا نه.

    سوال پنجم: وقتی اسپری و ژل بی حسی و کاندوم تاخیری هست، چه نیازی هست به درمان؟

    این سوال، در خوش بینانه ترین حالت، مثل این است که بگوییم وقتی برای سفر، اتوبوس هست چه نیازی به ماشین شخصی؟ اگر واقعا اسپری و کاندوم تاخیری برای شما کار می کند، حرفی نیست. اما خیلی وقت ها شما سروقت به ترمینال نمی رسید و جا می مانید. ضمنا در اتوبوس هرگز آن قدر راحت نیستید که در ماشین خودتان. در ماشین شخصی میتوانید هر وقت خواستید بایستید و از سفر لذت ببرید اما در اتوبوس چه؟ و البته این مثال اتوبوس خیلی هم مثال خوبی نیست. چون اتوبوس به هرحال آدم را به مقصد می رساند اما مواد تاخیری، ممکن است اصلا کار نکند.

    اینها روش های «مسکن» و موقتی هستند و «درمان» نیستند. حتی داروها هم درمان نیستند. درمان، فقط همان مهارت آموزی است، که با آموزش شروع و با تمرین کامل می شود.

    سوال ششم: پس چرا هر دکتری می روم دارو برایم می نویسد؟

    ما در ایران هنوز رشته سکس تراپی نداریم. چند نفری در چند سال گذشته خودشان دست به کار شده اند و با مطالعات و تجربه های شخصی و یا تحصیل در خارج از کشور، پیشاهنگ شده اند. آنها گاهی کارگاه آموزشی برای پزشکان، روان شناسان یا ماماها برگزار کرده اند و می کنند که البته فقط یک آشنایی است و تا درمانگر جنسی شدن، خیلی راه هست.

    خلاصه که اوضاع آشفته ای است و فکر می کنم در کل ایران، شاید 100 نفر هم نباشند که در این حوزه بشود به کارشان اطمینان کرد. پس طبیعی است اگر شما به چند پزشک یا مشاور مراجعه کنید و توصیه های غیرموثری دریافت کنید، یا با تجویز چند دارو، شما را از سر خودشان باز کنند. آنها نمی دانسته اند و شما هم چاره ای نداشته اید. هیچ کس مقصر نیست، جز نظام سلامت ما، که هنوز هم دلش نمی خواهد این حوزه را به رسمیت بشناسد.

    سوال هفتم: یعنی ویاگرا و ویگرکس و متادون و ترامادول و فلوکستین و آسنترا و صدتا داروی دیگر که حتی مخصص ها برای زودانزالی تجویز می کنند کشک است؟

    قطعا مصرف ترامادول یا تریاک و مشتقات آن برای درمان زودانزالی، احمقانه ترین راه است. سیلدنافیل (ویاگرا) و مشتقاتش هم که متاسفانه همکاران ارولوژیست گاهی برای زودانزالی تجویز می کنند، درمان درستی نیست. تنها در موارد خاصی که زودانزالی همراه اختلال نعوظ باشد، ممکن است این داروها به کار بیایند.

    تا امروز، تنها داروهای مورد قبول برای درمان موقتی زودانزالی، داروهای موسوم به SSRI هستند که معروف ترین شان فلوکستین است. اینها البته کاربرد اصلی شان درمان اختلالات خلقی و افکار وسواسی است، اما یک عارضه جانبی هم دارند که آن تاخیر انزال است و ما را مفتخر کرده تا برای درمان موقتی زودانزالی از آنها استفاده کنیم. باز هم تاکید می کنم این داروها، تا وقتی مصرف شوند موثرند (و گاهی هم نیستند). اصل، همان آموزش مهارت کنترل است.

    دامه مطلب را در پست های بعدی بخوانید.

  • تأثیر روش‌های نزدیکی جنسی در باروری

    هیچ شاهد علمی مبنی بر تأثیر حالت‌های نزدیکی جنسی خاصی در احتمال افزایش بارداری وجود ندارد. اگرچه برخی از زنان و مردان معتقدند که حالت نزدیکی‌ای که در آن مرد روی زن قرار می‌گیرد، امکان تخلیۀ اسپرم در نزدیکی دهانۀ رحم را بیشتر می‌کند و اسپرم‌ها راحت‌تر شانس حرکت به سمت رحم و لوله‌های رحم را خواهند داشت، اما هیچ‌یک از شواهد علمی این باور را تأیید نمی‌کند. شانس بارداری در روش‌های نزدیکی که دخول در آنها به شکل کامل انجام می‌شود زیاد است. هنگام انزال، جهش مایع حامل اسپرم کمک می‌کند که بخش زیادی از اسپرم‌ها در نزدیکی دهانۀ رحم تخلیه شوند. به همین دلیل، هر کدام از روش‌های منجر به دخول کامل می‌تواند برای بارداری مناسب و مؤثر باشد. برخی از متخصصان توصیه می‌کنند که بهتر است زن و مرد از روش‌های مختلفی استفاده کنند تا هنگام نزدیکی برای بارداری، لذت لازم و کافی را نیز داشته باشند و اقدام به بارداری برای آنها به یک روال عادی و خسته‌کننده تبدیل نشود.

    ناتوانی جنسی

    دراز کشیدن بعد از نزدیکی جنسی

    بسیاری از زنان بعد از اقدام برای بارداری مدتی را در تخت دراز می‌کشند. برخی از آنها پاهای خود را بالا می‌آوردند یا آنها را در هوا مثل حالت دوچرخه‌سواری حرکت می‌دهند تا به اسپرم‌ها برای حرکت به سمت رحم و لوله‌‌های رحم کمک کنند. از نظر علمی برای افزایش شانس بارداری نیازی به دراز کشیدن در تخت یا انجام این حرکات بعد از نزدیکی جنسی نیست. پس از تخلیۀ اسپرم، مخاط موجود در واژن و دهانۀ رحم که چسبنده است، اسپرم را احاطه می‌کند و اسپرم در این مایع شروع به شنا کردن به سمت لوله‌های رحم می‌کند. در هر بار انزال، میلیون‌ها اسپرم وارد واژن و دهانۀ رحم شما خواهد شد و اگر مقداری از مایع از واژن شما خارج شود، باز هم هیچ مشکلی وجود نخواهد داشت. برای همین بلند شدن شما بعد از نزدیکی جنسی هیچ تأثیری در باردار شدن شما نخواهد داشت. اگرچه بلند شدن از تخت از نظر علمی تأثیری در بارداری ندارد، اما بهتر است کمی بعد از رابطۀ جنسی در تخت بمانید. حدود ۱۵ تا ۳۰ دقیقه صبر کنید تا آرامش کافی پیدا کنید. نیازی به حرکت دادن پاها در هوا نیست، فقط به پشت بخوابید و کمی استراحت کنید.

  • چند نکته خودمونی ویژه زوج ها

    ویژه زوج ها:


    هر وقت خواستین قهر کنین قبلش اینارو با همسرتون طی کرده باشین که قوانین قهر باید در هر شرایطی رعایت بشه

    . 1) حق نداریم به خانواده های هم توهین می کند.

    . 2) حق نداریم مسایل و مشکلات کهنه رو مطرح کنیم. تو هر دعوا فقط راجع به همون موضوع بحث میکنیم

    . 3) شام و ناهار نپختن و شام و ناهار نخوردن نداریم. همه اعضا مثل حالت عادی باید برای غذا حاضر باشن.

    4) سلام و خداحافظی در هر صورت لازمه.

    5) هبچکس حق نداره جای خوابشو عوض کنه.

    6) هر کس برای آشتی پیش قدم بشه اون یکی باید براش کادو بخره.

    7) حق نداریم اشتباه طرف مقابلو تعمیم بدیم . مثلا عبارت تو همیشه.... ممنوعه.چون اینکار دعوا رو به اوج میرسونه.

    8) باید به هم فرصت بدیم که هرکی راجع به دیدگاهش نسبت به موضوع دعوا 5 دقیقه صحبت کنه و طرف دیگه هم 5 دقیقه زمان برای پاسخگویی داره. و بعد اگه حرفی باقی موند باید به فردا موکول بشه تا سر و ته بحث مشخص باشه. اگر افراد مي توانستند ياد بگيرند كه آنچه براي من خوب است لزومي ندارد كه براي ديگران هم خوب باشد، آنگاه دنياي شاد و خوشايندتري مي داشتيم.! "تئوري انتخاب" به ما مي آموزد كه دنياي مطلوب من، اساس و شالوده زندگي من است و نه اساس و شالوده زندگي ديگران.!

  • درمان انزال زودرس

    بسم الله الرحمن الرحیم

     

    موضوع تحقیق: علل انزال زودرس و درمان آن

    نام استاد: دکتر سعید محمدزاده

    محقق: محمدجواد مقصودی

     

     

    دانشگاه علامه طباطبایی

    زمستان 88


     

    فهرست مطالب

    عنوان                                                                                                صفحه

    بخش اول:

    نکاتی در مورد خودارضایی و ارتباط آن با انزال زودرس

    بخش دوم: (روش­های درمان انزال زودرس)

    درمان­های موضعی

    درمانهای دارویی

    درمان­های رفتاری (شامل تکنیک­ها و توصیه­ها)

    درمان­های روانی- عاطفی

    درمان­های سنتی و گیاهی

    جمع­بندی و نتیجه­گیری


     

    بخش اول

    نکاتی در مورد خودارضائی و ارتباط آن با انزال زودرس

    خودارضائی با نام علمي (masturbation) به معناي انجام عملي توسط خود فرد جهت رسيدن به اوج لذت جنسي يا ارضاي جنسي (urgasm) بدون عمل نزديکي (intercours). البته اين تعريف کامل نميباشد چون ممکن است اين عمل توسط همسر و زوج جنسي بدون عمل نزديکي صورت گيرد. لذا اصطلاح (masturbation) طيف گسترده­اي را شامل مي­گردد که بسته به مذهب و فرهنگ و شرايط روحي و جسمي فرد متفاوت است و ممکن است در فردي بعنوان اقدام درماني يا بعنوان قسمتي از نزديکي قلمداد گردد.

    خودارضائي مردان يا استمناء غالبا در پسران نوجوان و جوان انجام ميگيرد و در تمامي آمارهاي ارائه شده درصد بالائي از پسران حداقل يکبار تجربه استمناء را در طول زندگي خود دارند (متاسفانه هيچ آمار رسمي در ايران وجود ندارد) و در اروپا شيوع آن در قشر در حال تحصيل و دانشجويان بيشتربوده است.

    تا سالهاي حدود 1965 توسط اکثر پزشکان عمل خودارضاعي شديداً نکوهيده مي­شد، ولي پس از آن بتدريج توسط گروه متعددي از پزشکان نظر مثبت­تري به آن داده شده است و گاهي نيز بعنوان درمان توصيه شده است. دلايل پزشکاني که نظر مثبت بر عمل (masturbation) دارند, خودارضائي را بعنوان راه جلوگيري از شيوع بيماريهاي مقاربتي و افزايش تعداد حاملگي غيرقانوني ناشي از ارتباط جنسي جوانان ميدانند و يا بعنوان قسمتي از رفتار جنسي طبيعي قلمداد کرده­اند و شايد صرفاً مضرات آن را در حد دفع مقداري از مايع مني (semen) يعني دفع مقادير ناچيزي پروتئين و ويتامين و مواد قندي مي­دانند (نظر مولف) و همچنين با عمل خودارضائي از فشارهاي عصبي ناشي از تحريکات جنسي جلوگیری خواهد شد.

    براي درک مضرات استمناء ابتدا مسير عصبي يک تحريک جنسي تا انزال را طي عمل نزديکي بطور ساده مرور ميکنيم. ابتدا نعوظ با تحريکات دو مسير, يکي مسير رفلکسي (reflexogenic) که ناشي ازتحريک حس پنجگانه بخصوص لامسه و بينائي و ديگري مسير ذهني (psychogenic) که ناشي از تحريکات ذهني است. از طريق اين دو مسير مراکز نخاعي و فوق نخاعي (supraspinal) و سيستم عصبي مرکزي و هيپوتالاموس، ابتدا منجر به بروز نعوظ و سپس ادامه و استمرار تحريکات مراکز جنسي مغز, شدت تحريکات به حدي بالا مي­رود که به حد آستانه ارضاي جنسي فرد برسد و عمل انزال صورت گيرد. اين مسير طبيعي تا انزال، با عمل نزديکي مي­تواند رخ دهد و يا طي مرحله REM خواب (rapid eye movment) انجام شود. (خواب شامل چندين مرحله سطحي تا عمقي مي­باشد. در يکي از اين مراحل حرکت سريع کره چشم وجود دارد که به اين مرحله REM گقته ميشود). در اين مرحله در افراد سالم نعوظ آلت تناسلي ايجاد شده و خواب ديدن و رويا نيز رخ مي­دهد. طي نعوظ ممکن است همراه با تحريکات جنسي ناشي از روياي شبانه ميزان تحريکات به حد آستانه انزال رسيده و منجر به ارضاي جنسي و انزال طبيعي گردد (محتلم شدن يا جنابت).

    آنچه توضيح داده شد مسير طبيعي ارضاي جنسي و انزال بود ولي طي عمل استمناء مسير تحريکات رفلکسي ناشي از حس­هاي پنجگانه بجاي حس لمس تمامي بدن, محدود به حس لمس موضعي ناحيه محدودي از آلت تناسلي ميباشد. همچنين تحريک ساير احساس مانند بينائي, شنوائي و حتي بويائي که طي عمل نزديکي اهميت دارد در حد صفر خواهد بود. لذا جهت رسيدن به آستانه ارضاي جنسي، لازم است مسير ذهني (psychogenic) جبران کمبود تحريکات مسير رفلکسي و حسي را بنمايد، لذا با فشار ذهني و عصبي مضاعف، مغز مسير را به سمت رسيدن به حد آستانه انزال طي مي­کند که اين فشار مضاعف مي­تواند با تکرار، عوارض عصبي ببار آورد. و همچنين بتدريج مرکز عصبي تحريکات جنسي با کاهش آستانه ارضاي جنسي و انزال، سعي در جبران اين کمبود تحريکات حسي را خواهد کرد تا مغز فشار کمتري را متحمل گردد. در نتيجه با کاهش آستانه ارضاي جنسي بتدريج فرد مبتلا به زودانزالي (premature ejaculation) خواهد شد. که عارضه شايع ناشي از استمناء ميباشد. بدين معني که زماني که فرد تحت تاثير تحريکات اندک جنسي قرار ميگيرد حتي زماني که تصميم به عمل نزديکي ميگيرد، مسيرهاي عصبي مرکزي جنسي فعال شده و با سرعت بيشتر، مدت زمان کمتر و با تحريکات جنسي کمتر و با توجه به کاهش آستانه انزال، در مدت زماني کمتري فرد را به مرحله انزال و ارضاي جنسي مي­رساند.

    گاهي حتي قبل از نعوظ کامل آلت تناسلي و اقدام به عمل نزديکي و دخول آلت تناسلي, فرد ارضاي جنسي مي­گردد و آنچه را که سالها با آرزو و ذهنيت آن، اقدام به استمناء ميکرده پس از ازدواج قادر به انجام آن و يا لذت بردن از آن نخواهد بود. (اينجانب طي مشاوره با بيماران مبتلا به زودانزالي شديد، در درصد بالائي سابقه استمناء زياد را دوران جواني آنها ديده­ام).

    همانگونه که گفته شد يکي از عوارض مهم استمناء زودانزالي است. درباره عوارض جسمي روحي و حتي خانوادگي زودانزالي مطالب بسيار ميتوان گفت که اين خود امروزه يکي از مشکلات بزرگ تعداد زيادي از مردان و بصورت ثانويه بسياري از زنان متاهل جامعه ما ميباشد.

    حتي درصدي از بيماران که بدليل ناباروري به پزشک مراجعه مي­کنند پس از گرفتن شرح حال دقيق مشخص مي­گردد علت اصلي عدم باروري در واقع عدم توانائي در نزديکي ناشي از زودانزالي شديد است. بدين معني که قبل از انجام عمل دخول آلت تناسلي فرد به حالت ارضاي جنسي و انزال مي­رسد لذا مايع مني و اسپرم داخل مهبل زن وارد نمي­گردد تا بتواند منجر به حاملگي گردد. و حتي شخصاً چندين مورد بيماراني داشته ام که حتي چندين سال پس از ازدواج هنوز پرده بکارت زن سالم بوده. بدين معني که حتي يک نزديکي موفق نيز نداشته­اند و يا يکي از علل مهم عدم ثبات زندگي زناشوئي و حتي انحراف اخلاقي در زن ممکن است زودانزالي همسر وي باشد.

    در اثر استمناء زياد و کاهش شديد آستانه تحريک منجر به انزال با کوچکترين محرک جنسي و يا عصبي و روحي مي­گردد و دفع مکرر و دائم ترشحات غدد پارايورترال و غدد فرعي جنسي و پروستات منجر به ترشح مکرر و گاهي مداوم از مجرا مي­گردد که اصطلاحاً به آن سيلان مني گويند.

    افرادي که استمناء به تعداد بسيار زياد انجام مي­دهند منجر به عوارض شديد عصبي بدني مثل لاغري لرزش و افسردگي و اضطراب مي­گردد. البته جاي بحث دارد که آيا مشکلات عصبي و اضطراب و زمينه مشکل روحي، منجر به استمناء به مقدار زياد مي­گردد و يا استمناء زياد، منجر به افسردگي و اضطراب ميگردد؟ ولي به هرحال شيوع استمناء، در بيماران روحي و بستري بخش رواني بسيار بالاست.

    عارضه ديگر استمناء ممکن است ناشي از روش انجام آن باشد. بدين معني که روشي که فرد جهت ارضاي جنسي انتخاب و يا ابداع ميکند ممکن است مضر و حتي خطرناک باشد و يا منجر به آسيب به خود گردد.

    با توجه به زياده طلبي و تنوع طلبي ذاتي انسان، فرد جهت ارضاي بيشتر به روشهاي ديگر ممکن است روي آورد که فوق­العاده خطرناک و زیانبار و غیرقابل جبران می­باشند.

    با مطالعه مطالب ارائه شده فوق، ممکن است اين اين تصور بوجود آيد که استمناء به مقدار کم نه تنها مضر نيست که شايد با کاهش فشار جنسي سودمند هم باشد. (حتي گروه متعددي از پزشکان، بخصوص در مقالات غربي چنين عقيده­اي را ارائه کرده­اند).

    من هنگام جمع­آوري اين مطالب بياد آوردم که شرب الکل در دين اسلام حرام ميباشد، حتي به مقدار کم. در حالي که پزشکان مقدار کم الکل را مضر نمي­دانند. ولي انسان پس از درک لذت آن، بدليل زياده طلبي، به مقادير کم راضي نيست. به همين صورت عمل استمناء و خودارضائي جنسي نيز بتدريج با زياده­طلبي در لذت جنسي و ارضاء، و بتدريج با افزايش و استمرار آن تبديل به اعتياد روحي مي­گردد. بطوري که بسياري از جوانان با علم به مضرات آن و تمايل شديد به ترک، و حتي پشيماني شديد و انزجار پس از انجام استمناء، قادر به ترک آن نيستند.

    لذا من نيز استمناء را به هر ميزان مضر مي­دانم. (البته استمناء را نشانه انحراف جنسي، بلوغ زودرس يا مشکلات روحي و اخلاقي نمي­دانم که توسط گروهي ابراز شده است، مگر به ميزان بسيار زياد باشد).

    چرا در بسياري مطالعات و مقالات غربي، عارضه ثابت شده را براي استمناء نمي پذيرند؟ بايستي در نظر داشت مطالعات غربي در شرايط و جوامعي انجام شده که جوانان از نظر روابط جنسي با جنس مخالف محدوديتي ندارند، امکانات تفريحي و ورزشي بسيار بيشتر از جامعه ما در دسترس و عمومي مي­باشد، در چنين شرايطي  فرد کمتر به استمناء روي مي­آورد. و شيوع و شدت استمناء،  بسيار کمتراز جامعه ماست که بسياري از جوانان شرايط مشاهده رفتارهاي جنسي را از طريق فيلم و عکس و ماهواره دارند ولي امکان داشتن روابط جنسي را ندارند. و تمامي رفتار جنسي و تخليه ارضاي جنسي آنها از طريق استمناء مي­باشد.

    بخش دوم

    روش­هاي درمان انزال زودرس:

    ۱–درمان­هاي موضعي: یکی از روش­های درمان انزال زودرس استفاده از كرم­هاي بيحس كننده مانند ژل ليدوكابين ۲% و اسپري­هاي بيحس­كننده است. (ژل ۲% ليدوكابين + كرم پريلو كابين ۲.۵% + استفاده از كاندوم باعث افزايش زمان انزال مي­شود و استفاده از اسپري­هاي بيحس كننده به دليل ايجاد حالت تكرر بعد از مصرف زياد توصيه نميشود.)

    ۲- درمان­هاي دارويي: داروهاي مهاركننده بازجذب سرتونين و ضد افسردگي در درمان انزال زودرس موثراند، بر فرض مثال مي­توان به داروهاي خانواده اس اس آر آي، اشاره كرد كه شامل داپوكستين، فلوكستين، پاروكستين و سرتالين مي­باشند و همچنين گه گاه داروي وياگرا را توصيه مي­كنند. (درمان­هاي دارويي را در مراحل حاد بيماري كه بيماري از فاز پزشكي وارد فاز رواني شديد شده و موجبات مشكلات عديده در روابط فرد شده است، تجويز ميشوند و استفاده بدون نظر پزشك از اين داروها به دلايل ماهيت­هاي اعتيادآور و شرطي كننده و گهگاه تكرر جنسي و همچنين آمار بالاي خودكشي در اثر استفاده از داروهاي ضد افسردگي، توصيه نمي­شود، لذا در صورت تمايل به استفاده از اين روش حتما قبلا با يك متخصص سايكوتراپ يا روانكاو مشورت كنيد).

    ۳–درمان­هاي رفتاري: اين نوع درمان انزال زودرس از موثرترين و سالم و بدون عارضه­ترين نوع درمان­ها مي­باشند و بر طبق آنها فرد به جاي استفاده از دارو يا مواد مصنوعي با استفاده از روش­هاي آموزشي رفتاري، سعي مي­كند كه رفتار و احساسات خود را كنترل كند (در بيشتر مواقع اين روش­ها اولين پيشنهاد براي درمان مي­باشند)، اين روشهای درمان انزال زودرس به هفت بخش تقسيم مي­شوند كه شامل:

    تكنيك ماستر و جانسون: اين روش شامل يادگيري، تشخيص و كنترل احساسات و رفتارهايي است كه منجر ميشود فرد به اوج نقطه لذت برسد و انزال صورت گيرد، اين روش نياز به اراده و تمرين زياد دارد، اما از جمله موثرترين روشهاي درماني است كه تاكنون براي درمان انزال زودرس شناخته شده است، بر طبق آن فرد در ابتدا توسط خود يا شريكش، تحريك مي­شود و هر بار كه به نزديكي نقطه اوج لذت مي­رسند، عمل تحريك را متوقف و بعد از چند لحظه كه احساسات فروكش كرد، دوباره اقدام مي­نمايند، بعد از چند روز تمرين اوليه، عمل زناشویی به روشي كه مرد در زير و زن در بالا قرار مي­گيرد عمل تكرار مي­شود به اين صورت كه مرد در زمان نزديك شدن به اوج نقطه لذت با آگاه كردن زن كه در اينجا كنترل عمل زناشویی را در دست گرفته، او را باخبر مي­سازد تا رابطه را كنترل كند، بر طبق اين روش كه از جمله بهترين روشهاي درماني است، فرد بعد از چندين هفته تمرين و ممارست، به مرحله­اي مي­رسد كه كنترل رابطه جنسي برايش شرطي مي­شود و ميتواند با كنترل احساسات خود، هم زمان رابطه­اش را زياد كند و هم شريكش را ارضاء كند. (كليه اصول اين روش بر پايه تحريك و توقف قبل از نقطه اوج لذت مي­باشد، لذا از جمله بهترين روشها براي افزايش مهارت جنسی محسوب ميشود).

    تكنيك فشار: بر طبق اين روش درمان انزال زودرس با فشار دادن انتها يا سر آلت تناسلي قبل از انزال، از انزال جلوگيري ميشود كه دليل جلوگيري كردن آن اين است كه با فشار آوردن به اين نقاط فشار خون در اين نقاط كم ميشود و درنتيجه نعوظ يا اركيسون كم ميشود و انزال دير انجام مي­پذيرد.

    خودارضائی قبل از انجام سکس (این روش به دلیل منحرف کردن سکس توسط استمناءهای غیرطبیعی خیلی توصیه نمی­شود.)

    پوزسيون خوب هنگام مقاربت: روشهاي معمول (مرد در بالا) كمك خيلي زيادي به درمان انزال زودرس نمي­كند، براي درمان مي­بايست از روشهايی كه در آن مرد به پشت خوابيده و زن در رو عملیات جنسی را با فعاليت زياد كنترل مي­كند از جمله بهترين روشها براي درمان ميباشند.

    تعدد مقاربت: زياد كردن تعداد سکس در طول هفته و روز مي­تواند به درمان انزال زودرس کمک كند به طوري كه اگر هفته­اي دو بار سکس داريد و آن را تبديل به هفته­اي ۴ الي ۶ بار برسانيد، بعد از چند هفته مشكل زود انزاليتان تا حدودي رفع مي­شود.

    اورال سکس: سکس زبانی یا به اصطلاح عامه ساک زدن قبل از مقاربت می­تواند کمک زیادی به آرام شدن آلت مردانه در هنگام سکس شود و به درمان زودانزالی کمک کند. (توصیه نمی­شود یا حداقل انزال صورت نگیرد).

    استفاده از كاندوم :استفاده از کاندوم و بخصوص از نوع بيحس كننده آن كه در بازار به فرواني موجود است، ميتواند به دليل كمتر كردن ميزان تماس آلت جنسی مردانه، باعث رفع زودانزالي شود.

    ۴ - درمانهاي رواني – عاطفي: يكي از بهترين­ها و موثرترين روشها براي رفع انزال زودرس و افزايش لذت در روابط زناشويي، جايگزيني عشق بازي در رابطه جنسی است، بديهي است كه در زمانيكه عشق بازي در رابطه جنسي برقرار باشد و دو طرف در حال عشق بازي با يكديگراند، ديگر زودانزالي معني خود را از دست ميدهد! كارهايي مثل نوازش، تحريك كلامي و بدني زن قبل از دخول و كارهايي مانند توجه و دادن احساس قدرت به مرد در رابطه، مي­توانند به اين مهم كمك كنند. (به طور خلاصه اگر زن و مرد در هنگام سکس مشغول عشق بازي باشند به دليل اينكه رضايت جنسي هر دو طرف ايجاد مي­شود، زودانزالي به طور كلي برطرف مي­شود).

    ۵–درمان­هاي سنتي و گياهي: دمكرده گل شقايق و دارچين و همچنين سياه دانه و بخته سنجد در روغن زيتون باعث ديرانزالي يا به اصطلاح سفتي كمر مي­شود، همچنين ماليدن حنا هم در بعضي از متون قديمي آورده شده (صحت علمي روشهاي فوق تاييد نشده و بيشتر تجربي­اند! تا علمي !)

    جمع­بندي و نتيجه­گيري:

    زودانزالی در اصل مشكل يا بيماري محسوب نمي­شود و ميتوان گفت كه اين وسواس فكري افراد و اضطراب آنها از داشتن يك رابطه با كيفيت است كه منجر بروز اين امر مي­شود، لذا كاهش اضطراب و حفظ آرامش در كنار كنترل بدن و احساسات با تمرين بيشتر بهترين راهكار براي پيشگيري و درمان اين مشكل­اند و از همه بهتر و مهمتر اضافه کردن عشق بازی به رابطه جنسی است که اگر با حرکاتی چون نوازش + تحریک سینه، لاله گوش و کلیتوریس (چوچوله)+ استفاده از کلمات عاشقانه در هنگام سکس، همراه شوند دیگر معنایی به عنوان زودانزالی و عدم رضایت جنسی بین زوجین معنی پیدا نمی­کند.

    در پايان جا دارد به چند حديث كه در مورد زود انزالي روايت شده­اند اشاره و در نهایت اطاله کلام کنم:

    حضرت محمد (ص) مي­فرمايند: «چون كسي خواهد كه با زن خود جماع كند به روش مرغان به نزد او نرود، بلكه اول با او دستبازي و خوش طبعي كند و بعد از آن جماع كند».

    تفسیر حدیث: حضرت (ص) فرموده­اند كه همان اول كار فوري نرويد سراغ دخول، بلكه با نوازش كردن و تحريك لمسي و زبانی همسرتان را براي دخول آماده كنيد و بعد به انجام مقاربت بپردازيد. (اگر فقط همين حديث را اجرا كنيد و سر لوحه زندگی سکسی­تان بکنید به عالم و آدم قسم که دیگر مشکلی به نام عدم رضایت جنسی، تکراری تكراري شدن براي همديگر و زودانزالي دچار نمي­شويد ! حال برويد و بگوييد كه اسلام ديني است خرافي و با مقتضيات زمان هماهنگ نيست !)

    حضرت علي (ع) مي­فرمايند: « هركسي كه ميخواهد با زن خود نزديكي كند، تعجيل نكند كه زنان را كارها مي­باشد».

    تفسیر حدیث: حضرت به مانند پيامبر بزرگوار اسلام تاكيد دارند كه عجله در سکس نادرست است و بهتر است قبل از انجام عمل دخول با عشق بازي همسر را براي انجام اين كار آماده كرد، اين را علم روز دنيا هم ثابت كرده كه اگر عمل زناشویی اين چنين شروع و خاتمه يابد به دليل ارضاء شدن زن و ايجاد مهر و عطوفت بين زوجين، موجبات پايداري زندگي زناشويي فراهم مي­شود.

  • ده اشتباه وحشتناک در روابط زناشویی

    ده اشتباه وحشتناک در روابط زناشویی

    1-     احترام نگذاشتن به یکدیگر

    یکی از مهم ترین عوامل حفظ یک رابطه احترام است. شما باید درهرشرایطی به همسرتان احترام بگذارید به خصوص جلوی دیگران. همسر شما دوست دارد درحضوردوستان، آشنایان وفامیل مورد احترام وتحسین قراربگیرد. او باید بداند نظر وعقیده اش چقدر برای شما اهمیت دارد.

    2-    بی اهمیتی به درد دلهایش

    به حرف ها وخواسته های همسرتان با دقت گوش دهید. حتی اگر این حرف ها برای شما جالب نیستند .تمام سعی خود را بکنید تا شرایطی فراهم شود که او به راحتی با شما درد دل کند. اگر زمانی که او صحبت می کند به جای گوش دادن به حرفهایش مشغول کامپیوتر یا تلویزیون باشید، رابطه شما روز به روز کم رنگ تر خواهد شد.

    3-   نداشتن روابط صمیمی ونزدیک

    اوهمسر شماست ، خداوند شما را برای یکدیگر آفریده تا درکنار هم قرارگیرید وآرام شوید .سعی کنید همیشه روابط روحی وجسمی نزدیکی با او داشته باشید. اگر نسبت به این نوع روابط بی علاقه هستید حتماً به پزشک مراجعه کنید .

    4-    تصور نکنید همیشه حق باشماست

    ما فکرمی کنیم اگر بحثی بین ما پیش می‎آید هرطور شده باید جوابی بدهیم تا ثابت کنیم که درست می‏گوییم. ما دوست داریم حرف آخر را خودمان بزنیم وهمیشه حرف، حرف ما باشد، اما باید بدانیم در زندگی زناشویی دونفربا هم هستند که تصمیم می‎گیرند، آن طرف دیگر هم به اندازه ما حق رای دارد.  گاهی فکر می‏کنیم اگر جوابی را بی پاسخ بگذاریم نشان این است که کم آورده ایم، به همین خاطر کوچک ترین حرفی را هم بی پاسخ نمی گذاریم وهمین امر موجب اختلافات بزرگ زناشویی می شود.

    5-    حرف هایتان تنها درحد یک صحبت باقی نماند

    همیشه عمل بهتر از حرف است سعی کنید به جای اینکه بحث را ادامه دهید درعمل ثابت کنید. اگر می‏گویید کاری را انجام می دهید، حتماً انجام دهید. اگر تصمیم می گیرید کاری را تکرار نکنید به هرترتیب شده به صحبت تان عمل کنید تا اطمینان همسرتان جلب شود وحرف شما را قبول کند.

    6-    ازشوخی های رنج آور بپرهیزید

    گاهی برای عوض شدن شرایط با خنده، با همسرتان شوخی کنید. ما باید بدانیم هرشوخی شاد کننده نیست دراین مورد محتاط باشید چون ممکن است موجب آزار همسرتان شود. اگر می دانید او به موضوعی حساس است ونقطه ضعف دارد اصلاً درآن مورد صحبت نکنید. سعی کنیدجلوی دیگران همیشه به او افتخار کنید و او را بالا ببرید.

    7-    عدم صداقت واطمینان

    شما نباید هیچ رازی برای خودتان داشته باشید هرچه هست باید بین شما وهمسرتان باشد. دروغ وپنهان کاری شما را از همسرتان دور می کند وبین شما فاصله می اندازد .همیشه به هم اطمینان داشته باشید وبرای او اطمینان ایجاد کنید.

    8-   مایه رنج وعذاب همسرتان نباشید

    شما باید همسرتان را خوب بشناسید ازعلایق وخواسته های او با خبر باشید، نباید کاری کنید که او از شما ناراحت شود وسعی کنید به خواسته هایش احترام بگذارید.اگراز چیزی ناراحت می شود یا کاری را دوست ندارد درمورد آن اصرار نکنید واگر متوجه شدید مساله ای همسرتان را آزار می‎دهد آن کار را انجام ندهید.

    9- خودخواه وشکم پرست نباشید

    شوهران باید سعی کنند روی غذا حساس نباشند، شام وناهار این قدر مهم نیست که دلخوری پیش بیاید، به همسرتان حق بدهید که او هم خسته بوده وشاید نتوانسته به بهترین نحو غذا را درست کند.سرخود مهمان دعوت نکنید حتماً قبل از آن آمادگی همسرتان برای پذیرایی ازمهمان را جویا شوید.

    10-درخانه بد خلقی نکنید

    ناراحتی ها وخستگی سرکار را به خانه نیاورید. اگر ازموضوعی ناراحتید سعی کنید آرامش خود را حفظ کنید وآن بداخلاقی را به همسرتان انتقال ندهید. اگر دعوایتان می شود داد نزنید، بلند صحبت نکنید، صبر کنید تاکمی عصبانیت تان آرام شود بعد درمورد مشکل با هم صحبت کنید .

  • عواملی که سبب ترشح غیرطبیعی از واژن می شود

     

    عواملی که سبب ترشح غیرطبیعی از واژن می شود


    ●دیابت
    ●حاملگی
    ●عفونت
    ●دوش واژینال
    ●بعضی صابونها
    ●آنتی بیوتیکها
    ●اسپری های پاک کننده ناحیه تناسلی

  • ماساژ جنسی مردان

    اميدواريم این عمل برای هردو نفردهنده وگیرنده ماساژ لذت بخش باشد.

  • ‎نقش حس لامسه در رابطه جنسی

    ممکنه خیلی وقت ها از خودتون این سوالو پرسیده باشینچی میشه که بعضی وقتها سکس یه تجربه فوق العاده میشه و بعضی وقتها نه؟

  • ویژگی های بالینی اختلالات هویت جنسی

    ویژگی های بالینی

    کودکان

    طبق DSM-IV-TR خصوصیت اساسی اختلال هویت جنسی وجود ناراحتی شدید و مستمر در کودک در مورد جنس معیین شده خود و میل شدشد یا اصرار بر متعلق بودن به جنس مقابل است.

    در منتهی الیه طیف اختلالات هویت جننسی کودکان پسر هایی قرار دارند که طبق معیار های فرهنگ خود دخترانه تر از هر دختری هستند و دختر هایی که مرد صفت تر از هر پسری هستند. دختران مبتلا به این اختلال معمولا همنشین های پسر دارند و علاقعه آزمندانه بر ورزش های خشن و بازی های بی نظم و ترتیب نشان می دهند، علاقه ای به عروسک و بازی خانه نشان نمی دهند ( مگر در آن نقش پدر یا فرد مذکر دیگری را به عهده بگیرند) ندرتا دختر مبتلا به این اختلال از ادرار کردن در حالت نشسته امتناع کرده و ادعا می کند که آلت مردانه دارد و یا پیدا خواهد کرد و تمایلی به داشتن پستان و قاعده شدن نشان نمی دهد و قاطعانه اظهار می کند که وقتی بزرگ شد مرد خواهد شد ( نه فقط از نظر نقش) ( کاپلانوسادوک،1927).

    پسر های مبتلا به این اختلال با فعالیت های دخترانه اشتغال ذهنی پیدا می کنند. ممکن است تشخیص دهند که لباس دخترانه یا زنانه بپوشند یا اگر لباس زنانه موجود نباشد از سایر مواد چنین لباس هایی بسازند. این پسر ها میل شدیدی برای شرککت در بازی ها و وقت گذرانی های دخترانه دارند. عروسک های ماده اسباب بازی مورد علاقه آنها است و همبازی های مورد علاقه آنها را نیز دختر ها تشکیل می دهند، در بازی خانه چنین پسرانی نقش زن ها را انتخاب می کنند، عدا و اطوار و اعمال آنها طبق معیار های فرهنگی خاص دخترانه طلقی می شود و معمولا چنین پسر هایی در گروه های همتا مورد اذیت و آزار قرار گرفته یا ترد می شوند در حالی که تا سن بلوغ همین جریان در مجمتع دختر ها نیز روی می دهد . پسر های مبتلا به این اختلال ممکن است اظهار کنند که تبدیل به زن خواهند شد ( نه فقط از نظر نقش)، در موارد نادر پسری با این اختلال مدعی می گردد که آلت تناسلی و بیضه های او در حال تغییر شکل است یا از بین خواهد رفت و یا بهتر است که شخص آلت مردانه نداشته باشد. بعضی از کودکان به خاطر تمسخر سایر بچه ها  و فشار مدرسه برای ملبس شدن به لباس کلیشه ای جنس معین شده آنها از رفتن به مدرسه خود داری می کنند. اکثر کودکان مبتلا احساس ناراحتی به دلیل و جود این اختلال را تکذیب می کنند به استثنا این که این وضعیت بین آنها و انتظارات خانواده تعارض به وجود می آورد.( کاپلان و سادوک،1927)

    نوجوان ها و بزرگسالان

    در نوجوانان و بزرگسالان نیز علائم و نشانه های مشابهی وجود دارد نوجوان ها و افراد بالغ مبتلا به این اختلال آرزوی جنس مقابل بودن را آشکارا ابراز می کنند. فراوان سعی می کنند که به عنوان عضو جنس مقابل پذیرفته شوند و آرزو می کنند که مثل فردی متعلق به جنس مقابل زندگی کنند و مورد مدارا قرار بگیرند. به علاوه سعی می کنند که ویژگی های جنس ممقابل را کسب کنند. ممکن است معتقد باشند که با جنس عوضی متولد شده اند و عبارات مشخصی در این ردیف بیان کنند " احساس می کنم که زنی هستم که در جسم مردانه گرفتار شده ام" یا برعکس این نوجوانان یا بزرگسالان غالبا در خواسته اقدامات طبی و اعمال جراحی برای تغییر دادن ظاهر جسمی خود دارند. شخص ترانس سکسوال اشتغال ذهنی مستمر با از بین بردن صفات اولیه و ثانوی خود و کسب صفات جنسی جنس مقابل دارد.  میل به ملبس شدن و زندگی کردن به صورت عضوی از جنس مقابل همیشه وجود دارد. ترانس سکسوال های بالغ معمولا از ملبس شدن به لباس جنس منصوب شده اظهار ناراحتی کرده و لباس جنس مقابل را می پوشند. این افراد در فعالییت های مربوط به جنس مقابل در گیر می شوند، دستگاه تناسلی آنها برای خودشان نفرت آور است، این میل ممکن است بر تمام امیال شخص غلبه کند. (کاپلان و سادوک،1927)

    سبب شناسی

          عوامل زیست شناختی

    چنین اختلال عمیقی از کجا نشات می گیرد ؟ چه نوع روی داد هایی باید دست به دست هم دهند تا این که دختری که از لحاظ جسمی وضعیت عادی دارد احساس کند که واقعا یک پسر است و یا این که پسری احساس نماید که دختر است. ما گمان می کنیم که بخش اعظم هویت جنسی هم به هنجار و هم ترانس سکسوال از یک فرایند هرمونی مفروض ناشی می شود که در جریان ماه های دوم تا چهارم بارداری روی می دهد (سلیگمن،والکر و روزنهان،1389)

    ما بحس خود را با ارائه تفصیری مختصر در این مورد آغاز می کنیم که یک جنین چگونه تبدیل به یک جنین مذکر یا مونث بهنجار می شود. جنین به صورت بالاقوه این امکان را دارد که اندام های داخلی هر کدام از این دو جنس را ایجاد نماید تا 8 هفته پس از لقاح هر جنینی از اندام های جنسی ( غده های جنسی) تفکیک ناپذیری بر خوردار است. که می توانند تبدیل به بیضه و یا تخمدان شوند. جنین خود به خود تبدیل به مونث می شود مگر این که مرحله اساسی بعدی یعنی ترشح هرمون مذکر کننده ( آندروژن ها) روی دهد . هنگامی که این هرمون  ها ترشح می شوند اندام های داخلی مذکر هم رشد می کنند و اندام های بیرونی مذکر نیز شکل می گیرد، تمام این مراحل تقریبا در پایان 3 ماهه نخست بار داری روی می دهد.

    سطح هرمون های مذکر کننده در این مرحله نه تنها اندام های جنسی بلکه هویت جنسی را نیز تعیین می کند. هرمون های مذکر کننده، هویت جنسی مردانه را اایجاد می کند و چنان چه میزان این هرمون ها نا کافی باشد هویت جنسی زنانه شکل می گیرد. بنا براین بر طبق این نظریه هویت جنسی در جنین وجود دارد.

    در این نظریه میزان زیادی از هرمون های مذکر کننده، در جنینی که به لحاظ کروموزومی مذکر (XY) است، هم باعث شکل گیری اندام های جنسی مردانه و هم هویت جنسی مردانه می شود، اما هویت جنسی زنانه-ترانس سکسوال مرد به زن- می گردد. و برعکس، در جنینی که به لحاظ کروموزومی مونث (XX) است، ترشح ناکافی هرمون های مردانه باعث شکل گیری اندام های جنسی زنانه و هویت جنسی مونث می گردد، اما چنان چه ترشح هرمونهای مذکر کننده زیاد باشد اندام های جنسی مونث کننده شکل می گیرد اما هویت جنسی مردانه ایجاد می شود. ترانس سکسوال زن به مرد (سلیگمن،والکر و روزنهان،1389)

     

     

          عوامل روانی- اجتماعی

    کودکان هماهنگ با جنسی که با آن پرورش می یابند،هویت جنسی پیدا می کند. از پسر ها انتظار نمی رود که دختر صفت بار آیند و از دختر ها انتظار پسر واری نمی رود. بازی های پسرانه ( مثل دزد و داروغه) و بازی های دخترانه ( مثل عروسک و خانه عروسکی) وجود دارد. این نقش ها آموخته می شود هر چند برخی از محققین معتقدند که بعضی از پسر ها مزاجا ضریف و حساس هستند و بعضی از دختر ها پرخاش گر تر و پر انرژی تر، صفاتی که به طور کلیشه ای در فرهنگ ها به ترتیب به زنانه گی و مردانگی تعبیر می شود. فروید معتقد بود که مسائل هویت جنسی از تعارض هایی که کودک در مثلث ادیپال تجربه می کند ناشی می گردد. این تعارض ها را رخداد های طبیعی خانواده و تخیلات کودک تقویت می کند. هر چیزی که در محبت طفل نسبت به والد جنس ممقابل و همانند سازی با والد جنس خودی تداخل نماید با رشد طیبعب هویت جنسی او تداخل خواهد نمود. کیفیت رابطه مادر کودک در سال های اولیه زندگی اهمیت فوق العاده ای در برقراری هویت جنسی دارد. ضمن این سالها مادر احساس غرور نسبت به جنس خود را در کودک بیدار می کند کودک به عنوان پسر یا دختری کوچک ارزش داده می شود، مادر خشن و بی ارزش کننده می تواند در رشد هویت جنسی کودک اختلال ایجاد کند در عین حال فرایند جدایی تفرد در جریان است وقتی این مسائل با مشکلات جدایی تفرد همراه گردد نتیجه ممکن است این باشد که از تمایلات جنسی برای باقی ماندن در رابطه استفاده شود، که چنین پدیده ای مشخص خواهد بود با تغییر موضع بین صمیمیت کودکانه و ناشی از درماندگی و فاصله گرفتن خصمانه و بی ارزش کننده. برخی از کودکان با این پیام مواجه می گردند که اگر هویت جنسی، جنس مقابل را بپذیرند مطلوب تر خواهد بود. کودکان آزار دیده و مترود ممکن است طبق این باور رفتار کنند که اگر متعلق به جنس مقابل باشند مدارای بهتری با آنان خواهد شد. مسائل هویت جنسی ممکن اسن در نتیجه مرگ، غیبت طولاانی یا افسردگی مادر نماد که پسر بچه کوچک ممکن است با همانند سازی کامل به او واکنش نشان دهد. یعنی تبدیل به مادر شدن به منظور جایگزینی او پدید آید، نقش پدر در این سال های اولیه حائز اهمیت است. وجود او به طور طبیعی به فرایند جدایی- تفرد کمک می کند. فقدان پدر نماد باقی ماندن مادر و کودک را در پیوندی نزدیک دچار مخاطره می سازد.

    برای دختر بچه پدر نمونه شیئ محبوب آتی است، برای پسر بچه پدر الگویی برای همانند سازی مردانه است (کاپلانوسادوک،1927).

پاسخ بسیاری از مشکلات جنسی

جزئیات تماس

دکتر سعید محمدزاده:

تهران ، میدان رسالت ، ابتدای خیابان سمنگان ، پلاک 570

تلفن: 77455812 -77806668

همراه: 09121464661

ایمیل : info@drmohmadzadeh.com